کارگاه های آموزشی روزهای شنبه
شنبه 23 آذر 1398 ساعت 21:28 | نوشته ‌شده به دست ابراهیم لژیون نهم | ( نظرات )
دهمین جلسه از دور بیست و دوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ایمان روزهای شنبه مورخ 23/09/98 به استادی دیده بان محترم آقای صداقت و نگهبانی مسافر فرشاد و دبیری مسافر مهرداد با دستور جلسه (جشن گلریزان) رأس ساعت 17 آغاز بکار کرد.


هیج جایی مثل کنگره 60 نیست که هر چهارشنبه هفته ای 200 نفر به رهایی می رسند و زنده می شوند، همیشه از آنهایی که در بیغوله ها و پارکها میمیرند گفته می شود ولی هیچ جایی از آمار کسانی که در کنگره 60 زنده می شوند یادی نمی شود .

خلاصه سخنان استاد:

امروز خیلی خوشحال هستم که در کنار شما عزیزان هستم و خداوند را شاکر هستم که این لیاقت را به من داده تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم. در مورد گلریزان من یک خاطره هست که لازم میدانم بگویم، چندین سال پیش در آکادمی در ماه مبارک رمضان من پول جمع آوری میکردم و یکه تاز همراه با منیت بودم که فقط من این کاره هستم و من خوب میتوانم این که را انجام دهم. همین قضیه باعث شد که من از مسیر خارج شوم و به سمت و به خط دیگری بروم و از خط خودم خارج بشوم. استاد امین هم میگوید که منیت باعث میشود در ذهن خودت توهمات ببافی؛ در روز چهارم یا پنجم ماه رمضان بود که می خواستم بروم به سمت دفتر مالی در آکادمی جناب آقای مهندس به یکباره از آشپزخانه آمدند بیرون و به من گفتند که شما خودت چقدر پول دادی، من هم خدمت ایشان عرض کردم که چیزی کمک نکردم. آن موقع بود که دسته قبض را از من گرفتند و به من گفتند تو چطور رویت میشود خودت پول ندادی از دیگران پول بگیری؟ خیلی حالم بد شد و بعد از یک ساعتی که حالم به مرور زمان بهتر شد با خودم فکر کردم که واقعا من چرا همچین کاری را می کردم که همان موقع مبلغ پنجاه هزار تومان که از آقای ترابخانی هم قرض گرفته بودم و به آقای مهندس دادم و سپس ایشان دسته قبض را به من دادند و گفتند که یاد بگیر که هر کاری که در کنگره انجام می دهی اول خودت انجام بدهی که همین موضوع باعث شد که در سال قبل آرام آرام مبالغی را توانستم جمع کنم که افتخار خدمت در لژیون سردار نصیبم شد که باعث افتخار من است که وظیفه خودم می دانم و موضوع لژیون سردار به این شکل نیست که فکر کنیم کسانی که عضو این لژیون هستند الزاماً وضع مالی آنها خوب یا بسیار خوب است هر چند که ممکن است بعضی از افراد باشند که وضع مالیشان خوب باشد.

        طبق فرمایش آقای مهندس بایستی جوری رفتار کنیم که حسابمان با کنگره صفر باشد، نه به کنگره بدهکاریم که خدمتگزار باشیم و نه طلبکاریم که بایستیم خدمت بگیریم. این موضوع باید سرلوحه همه ما باشد و کمک مالی را انجام بدهیم، حالا چرا باید کمک کنیم؟ و شاید این سوال ایجاد شود که کنگره که مبلغ زیادی در حساب دارد پس چرا ما کمک کنیم؟ آن روزگاری که ما نیستیم این کنگره 60 چطور باید بچرخد و به یک شخصی که 25 سال دارد بگویند نوه تو در چند سال بعد قرار است بیاید کنگره 60 و به درمان برسد، در این صورت هزینه درمان، شعبه را پرداخت نکنم؟ آیا تضمین دارم که فرزند، برادر یا از خانواده من در آینده شخصی مصرف کننده نشود؟ زمانی که من درمان خودم را در کنگره شروع کردم برادر خودم مصرف کننده شیشه شد. و زمانی که من درمان شدم آن موقع آقای نادر فراهانی مصرف کننده شد. ما وقتی که قاب گوشی بشکند فردا هر مبلغی را می دهیم تا آن را درست نماییم، چونکه به نظرمان زشت است، نظر خودم این است که نیاز و الویت را برای کنگره بگذارم، در هفته گلریزان همه ما موظف هستیم که شرکت و کمک کنیم، این اجبار نیست ولی وظیفه است که طبق فرمایش آقای مهندس، هیچ مقدار و مبلغی تعیین نمی شود که هر شخصی چه مقدار پرداخت کند و همچنین طبق گفته آقای زرکش که هر شخصی یک اندازه ای دارد و باید هر کسی اندازه خودش پرداخت کند . در قدیم گفته می شد هر چقدر کَرَمت است پرداخت کن و به نظر من هر شخصی کمتر از کَرَم خودش پرداخت کن حالش بد می شود من خودم به این شکل هستم و با خودم می گویم می توانستم این کار را انجام بدهم و یک گوشه کار را بگیرم ولی این کار را انجام ندادم، من می توانستم در جلسه حضور پیدا کنم ولی نیامدم می توانستم در سبد پول بیندازم ولی نینداختم، این توان من نبود. توان واقعی من را فقط من خودم می دانم نه آنکه کسی به من بگوید کما اینکه اگر توان من شستن سرویس بهداشتی بود و آن را انجام نمی دادم حس عقب ماندن از چرخه خدمت به من دست میدهد. وقتی آمدم با کمک و راهنمایی دیگران درمان شدم، من هم باید به دیگران کمک کنم اگر این کار را نکنیم هستی جور دیگری به ما آموزش   می دهد و آن حال خوب را از ما می گیرید. من همیشه این مثال را همه جا گفتم هیچ جایی مثل کنگره 60 پیدا نمی شود، کسانی که به بعضی از بیمارستانها یا مراکز توانمندی کهریزک کمک میکنند فقط حس همان روز آنها خوب می شود و آیا در روند درمان آنها بهبودی ایجاد می شود؟ به عنوان مثال فلجی آنها درمان می شود؟ کمک کردن به بقیه خیلی خوب است ولی هیج جایی مثل کنگره 60 نیست که هر چهارشنبه هفته ای 200 نفر به رهایی می رسند و زنده می شوند، همیشه از آنهایی که در بیغوله ها و پارکها میمیرند گفته می شود ولی هیچ جایی از آمار کسانی که در کنگره 60 زنده می شوند یادی نمی شود .

خدمتگزاران این جلسه:

                    

خلاصه‌نویسی و تایپ: مسافر وحید لژیون پنجم

عکس : مسافر مصطفی

نگارش: مسافر وحید لژیون پنجم

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نجمه همسفرغلامرضا چهارشنبه 27 آذر 1398 15:06
با سلام وخداقوت خدمت استادگرامی ازصحبتهای شمالذت بردم وخسته نباشیدبه نگهبان ودبیر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic