دلنوشته همسفر مطهره
شنبه 11 اردیبهشت 1395 ساعت 03:45 | نوشته ‌شده به دست سمانه پنجه باشی | ( نظرات )



به یاد آرامش دهنده قلوب 

قلمم را برمیدارم و واژه ها توی ذهنم سر میخورند اما نمیتوانم از خوبیهای تو بنویسم،نمیدانم چرا به نظرم تمام واژه ها حقیر میشوند.
تو را چگونه وصف کنم که بزرگیت در کلامم نمیگنجد ...
استادم،مادرم،راهنمای صبور من تو را به چه مانند کنم که قلب مملو از آرامشت روی دریا را کم کرده و با صلابت و وقار همچون کوهی استوار سرشار از حوادث روزگار ایستاده ای و حتی اگر تن خسته ای ولی با باران معرفتت بر کویر خشک جان من باریدی و بخاطرم آوردی هنوز اردی بهشت بوی بهار نارنج میدهد ،هنوز نسیم میان درختها میرقصد و هنوز فردایی برای شروع وجود دارد ،بخاطرم آوردی هنوز قلبی دارم برای تپیدن ،برای مادر بودن،برای دوباره عاشقی کردن...
متولد پاییزی اما گل همیشه بهار منی،زنی آنچنان مردانه که حتی تبریک روز مرد هم برایت حقیر است.
زنی که قلب و روح مرا با سنجاق محبتش به زندگیم وصل کرد،سنجاقی که خیلی ها توی راه روهای دادگاه دنبالش میگردند...
خویشتنم را گم کرده بودم و تو بخاطرم آوردی که گوشه خانه ام ،میان اسباب بازیهای پسرم دنبالش بگردم ،تو یادم دادی خودم کفشهایم را بپوشم و منتظر کمک کسی نمانم.
یادم دادی با تمام دلشوره ها و تخریب ها بنشینم و گوش جان بدهم به حرفهایت که بوی اعتماد و اطمینان میدهندو آنچنان صلابت صدایت روحم را میکاود ،که یاد گرفتم چطور کنار همسرم ،مسافر عزیزتر از جانم بنشینم ،بخندم،چای بنوشم،عاشقی کنم....
میدانم تو نظر کرده خدایی و به خودم میبالم که شاگردیت را میکنم .
ممنون که اجازه دادی از پنجره چشمان تو دنیا را ببینم و چقدر زیباتر شد ...
انگار نفسم جان تازه ای گرفت و حالا در زندگیم نوری از امید میبینم و دلگرمم به آرزوهایم...
ممنون بخاطر تمام بودن هایت،بخاطر "تمام قد"بودن هایت،در مقابل این همه شکوه مادرانه که نه در کلام میگنجد و نه در سپاس،فقط سر تعظیم فرود می آورم  و قول میدهم خوشبخت باشم چرا که میدانم آرزوی قلبی تو آرامش خانه من است.
پرتوی مهر خدا،همیشه و همیشه تنت سالم،لبخندت جاودان و سایه ات مستدام باد.

نگارنده: همسفر مطهره

دلنوشته ( عشق من به کنگره)
شنبه 7 فروردین 1395 ساعت 08:53 | نوشته ‌شده به دست سمانه پنجه باشی | ( نظرات )


به نام خالق عشق

من به عشق تو مبتلا شده ام، به جلساتت، به لژیون هایت
به لبخند کسانی که مرا از خودم بهتر می شناسند و می فهمند.
دلم برای لژیونمان پر می کشد...
عید است ولی دلم مثل ماهی در تنگ، بی تاب تو شده کنگره عزیزم
این سال جدید و این نوروز را برای با تو بودن دوباره می خواهم
تنها با کنگره هر چه دارم معنا می شود...هر روز بیشتر به این واقعیت پی می برم که تو دلم را از پیله تنهایی بیرون خواهی کشید و خواب هایم را تعبیر به زیبایی خواهی کرد.
ادامه مطلب

دلنوشته همسفر رویا
جمعه 21 اسفند 1394 ساعت 18:39 | نوشته ‌شده به دست سمانه پنجه باشی | ( نظرات )


به نام خدا

دوباره همهمه سال نو در همه جای شهر، خیابان ها، فروشگاه ها، مغازه ها پیچیده... همه در تکاپوی نو شدند.
طبعت هم با این مردم یک رنگ شده، درخت ها شکوفه زدند و صدای چلچله گنجشک ها فضای شهر را زیباتر کرده است.
ناخودآگاه به فکر فور می روم.. عید 94 چقدر خانه ما تاریک و بی روح بود، سفره هفت سینمان بوی مرگ و نیستی می داد...
ادامه مطلب

دلنوشته
سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت 00:52 | نوشته ‌شده به دست سمانه پنجه باشی | ( نظرات )


به نام خالق عشق

قرار دل بی قرار من
بی حوصله که می شوی
بهانه که می گیری، دنیا را برایت می کنم یک صفحه سفید
و تو فریادت را میانش نقاشی کن اما دوستم داشته باش از سر عشق...
ادامه مطلب

دل نوشته همسفر رویا
چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 13:48 | نوشته ‌شده به دست سمانه پنجه باشی | ( نظرات )



به نام قدرت مطلق

مهربانم دلم هوای نوشتن کرده است، دوباره دلم بی قراری میکند، دوباره دلم بهانه گیر شده و تو را می خواند. دوباره مثل بچه یتیمی دنبال یک سجاده و قلم و کاغذ می گردم.
ادامه مطلب

دلنوشته همسفر رویا
جمعه 29 آبان 1394 ساعت 22:26 | نوشته ‌شده به دست سمانه پنجه باشی | ( نظرات )
به نام خدا



سالها بود که در دام اعتیاد گرفتار بودیم و طبق باورهای کودکانه ام دنبال امامزاده ای، حرم، و یا معجزه ای و یا رد پایی از خدا می گشتم. تاریکی اعتیاد آنقدر ترسناک بود که قدرت نفس کشیدن را از من گرفته بود. من بودم و یک دنیا مشکل، من بودم و یک دنیا اشک، یک دنیا غصه...
ادامه مطلب

دلنوشته
چهارشنبه 15 مهر 1394 ساعت 14:52 | نوشته ‌شده به دست سمانه پنجه باشی | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق


در کنگره سفر برای مسافر و همسفر مشترک است و منه همسفر با مسافرم سفر می کنیم از ضدارزشها به صراط مستقیم و از تاریکی به روشنایی حرکت می کنیم و همه ی اینها مستلزم آموزش هایی است که در کنگره می گیریم و بدون نشریات و آموزش های کنگره نمی توان به تعادل و آرامش و رهایی از بیماری اعتیاد رسید.
ادامه مطلب

 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات